مهدي مهريزي
181
ميراث حديث شيعه
لهف : - به كسر هاء - أي الحزن والتحسر . لهيف : مضطر . ملهوف : مظلومى كه استغاثه نمايد . لهفان : متحير واندوه دارنده . لواذ : اللواذ : پنهان شدن ، ومنه قوله تعالى : « الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنْكُمْ لِواذاً » « 1 » أي يستتر بعضهم ببعض . در حديث : تلوذ به الهلاك « 2 » أي يستتر به . لاذ به أي استغاث به . ألوذ به يعنى أستغيث به . ليل : سياهى شب ، مقابل ضوء نهار . ليلة القدر : اسم شب خاصي است ، اختلاف شده است در آن شب ؛ اظهر وأصح آن است كه أو در عشر آخر از شبهاى ماه مبارك رمضان است ، پس از آن گفته شده است آن شب بيست ويكم است ، بعضي گفتهاند شب بيست وسيم است كه أو ليلة الجهني است ، اسم أو عبداللَّه بن أنيس انصارى است عرض نمود : يا رسول اللَّه ! منزل من دور است از مدينه پس امر فرماى مرا كه در شبى كه داخل مدينه شوم ، پس پيغمبر امر نمود در شب بيست وسيم . سؤال نمود عمر بن خطاب أصحاب پيغمبر را از شب قدر پس زياد تكلم در أو نمودند ، ابن عباس گفت : ديدم من خداى را كه ذكر سبع در قرآن زياد نمود مثل « السَّماواتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ » « 3 » وخلق نمود انسان را از هفت چيز لقوله : « وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ » إلى قوله « خَلْقاً آخَرَ » « 4 » ، ورزق أو [ را ] در هفت روز قرار داد لقوله : . . . تا آخر آيت ، پس مرا اعتقاد آن است كه آن شب بيست وسيم باشد از جهت هفت باقي مانده ، پس عمر گفت : عاجز نمود شما را اين غلام . گفت عمر به أو كه : رأى من وتو موافق است . واز حضرت صادق عليه السلام منقول است كه أو شب بيست ويكم يا سيم است ، وهمچنين ياد شده است شب بيست ونهم . بعد از اين كه حضرت صادق يكى از آن دوشب [ را ] تعيين نمود . سائل عرض نمود : اگر قدرت هر دو نداشته باشم ؟ فرمود :
--> ( 1 ) . سورهء نور ، آيهء 63 . ( 2 ) . الأمالي شيخ طوسي ، ص 76 ؛ الصراط المستقيم ، ج 1 ، ص 234 . ( 3 ) . سورهء اسراء ، آيهء 44 . ( 4 ) . سورهء مؤمنون ، آيات 12 - 14 .